آخرین اخبار سایوک:
زمان ارسال : 31 شهريور 1388
تعداد بازدید : 703 بار
کد خبر : 46934
اشتراک :
نامه بهنود شجاعي ، نو جواني كه مرگ را به انتظار نشسته است !

ميثاق بني مهد : بهنود شجاعی که متولد ۱۳۶۷ است، روز سی‌اُم مردادماه سال ۱۳۸۴ به اتهام قتل در یک نزاع دسته‌جمعی بازداشت و به کانون اصلاح و تربیت تهران منتقل شد.این نوجوان كه در آن روزها تنها 17 سال سن داشت در ۲۶ بهمن ۱۳۸۴ از سوی شعبه ۷۴ دادگاه کیفری استان تهران محکوم به اعدام شد و حکم اعدام وی به تأیید شعبه ۳۳ دیوان عالی کشور نیز رسیده بود.
حدود يك ماه پيش سرانجام موعد اعدام او رسيد اما در آخرين لحظات با دستور مستقيم هاشمي شاهرودي رئيس وقت قوه قضاييه مراسم اعدام به يك ماه بعد موكول شد ، اكنون در روزهاي پاياني اين مهلت يك ماهه به سر مي بريم و بهنود شجاعي بيش از هر زماني كابوس سياه اعدام را مقابل چشمانش نظاره مي كند . با گذر هر ساعت و هر دقيقه بهنود به واقعيت مهيب اين كابوس نفريني نزديك تر و نزديكتر مي شود و شايد تداوم همين كابوس است كه او را واداشته تا آخرين نامه اش را خطاب به خدا ، مردم ، و شايد خانواده ي مقتول بنويسد . نامه ي بهنود شجاعي را به صورت كامل بخوانيد ، خط به خط ، نقطه به نقطه :

بنام خداوند بخشنده مهربان
ایکاش باد صدایم را می برد
ایکاش گنجشکانی که از بالای دیوار بلند زندان رد می شوند حرفهایم را می شنیدند و بر ایوان خانه شما می نشستند و برایتان بازگو می کردند.
بچه ای بودم تا چشم باز کردم مادرم رفت و فرشته نجاتم مرا تنها گذاشت.
هیچگاه فکر نمی کردم بی مادری اینقدر سخت باشد.
بیش از سه سال است که در کنج زندان نشسته ام و تمام خاطرات زندگی ام در یک روز خلاصه شده .
سه سال است در یک روز زندگی می کنم. سه سال دائم مسیری را که آن روز رفتم می روم و هر چه تلاش می کنم که برگردم نمی شود.
در خودم فرو می روم،در خودم فریاد می زنم ،بخدا نمی خواستم چنین شود،ای خدا چرا چرا اینطور شد.
چرا تا آخرین لحظه عمرم شرمسار کسانی هستم که هنوز نتوانستم با آنها سخن بگویم و بیان کنم که این بهنود آن موقع نفهمید چه شد. ولی امروز با تمام وجود از آنچه شده پشیمان است و هر روز سر بر خاک می ساید و هر روز از خدا تقاضای بخشش می کند.
من در طی این سالها بارها و بارها در یک روز زندگی کردم و آنهم بدترین روز زندگی ام.
بارها و بارها مرده ام ولی باز نفس کشیدم و باز در انتظار مردن دوباره.
بخدا هیچکس نمی داند سنگینی این بار چیست؟
همانگونه که هیچکس نمی داند داغ فرزند چیست؟
من شرمنده ای ابدی هستم که انسانی را ،جوانی را، عزیزی را ،و ..... آه چه بگویم.
ایکاش نمی رفتم،ایکاش ...
دو بار مرا برای اجرای قصاص به سلول انفرادی بردند ، شبهای تلخ و سرد و سنگینی بود
نمی دانم چه بگویم هزاران بار مردم. می خواستم گریه کنم،اشکی نبود.می خواستم ناله کنم،صدایی دروجودم باقی نبود.
می خواستم در تنهایی مادرم را در آغوش بکشم و اشک بریزم ولی جز دیوار سفید و آهن سرد  هیچ چیز نبود.
به آخر عمری رسیدم که هیچ چیز جز تلخی از آن ندیده بودم و در پایانش جز بار شرمندگی و پشیمانی چیز دیگری برایم باقی نمانده بود.
زندانبان کلید را گرداند و گفت بر خیز وقت رفتن است.
صدای کلید قلبم را لرزاند بیاد درد جانکاه شما افتادم،زمانی که فرزندتان را دیدید.
مرا به محوطه زندان بردند تمام زندگیم در همین دقایق جلو چشمم گذشت و یاد فرزند شما افتادم که او هم چون من آرزوهای فراوانی داشت.
زمانی که در پای چوبه دار به من گفتند،یک ماه فرصت داری تا رضایت بگیری با دیدن برادر آن مرحوم احسان عرق سرد خجالت بر پیشانیم نشست. مرا به زندان برگرداندند.
در سلولم بغضم ترکید. خدایا خدایا چگونه به آنها بگویم شرمنده ام،شرمسارم
شب با مادرم نجوا می کردم،مادر کجا رفتی؟چرا زود مرا تنها گذاشتی؟
اگر تو بودی چه ها نمیشد،ایکاش بودی،ایکاش به در خانه آنها می رفتی ،ایکاش از آنان می خواستی در حق من بزرگی کنند، ایکاش از آنان می خواستی که این افتاده بر زمین ندامت و پشیمانی را در دست بگیرند و ایکاش .... ایکاش مادر،مادرم،اگر تو در کنارم بودی ،هرگز این اتفاق برایم رخ نمی داد.
مادر در آن دیاری که هستی به دیدار احسان برو،تو در آنجا برایش مادری کن،من شرمنده اویم و می دانم درد بی مادری چیست.
خداوند مهر و محبت خود را در پدران و مادران ودیعه گذاشت و محبت والدین محبت خدایست .می دانم شما با مهر ترین و با مهربان ترین ها هستید و مهری که به فرزند عزیز از دست رفته خود دارید در دیگری بار بر من گشوده است.
شاید این آخرین نامه من باشد و نمی دانم که به دست مهربان شما خواهد رسید یانه؟
اما تقاضا می کنم بدانید بهنود که سه سال است در تمام لحظات زندگی خود آرزو می کند تا شما را ببیند و به پایتان بیفتد و بگوید،بخدا آنچه گذاشت در فهمم نبود،بخدا نفهمیدم چه شد ؟ بخدا شرمنده ام.
شما هرچه بگوئید هر چه بخواهید حق دارید.
ایکاش گرمی مهر و نور محبت شما ذره ای بر من یخ کرده بتابد،ایکاش مرا ببخشید.
نامه ام را با سلام تمام می کنم
شرمنده روی شما
بهنود شجاعی :: انتشار:فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

http://irpoet2.blogfa.com


 
ارسال نظر 
نام شما 
ایمیل   
وب   
نظر  
 
مريم  (Unknown Country?) - (Unknown City?) 3 شهريور 1389
براي خانواده ي احسان متاسفم.آيا باز هم به بخشش خداوند نسبت به كناهشان اميدوارند؟
امين  PAKISTAN - Karchi 13 تير 1389
وقتي من اين نامه را خواندم اشك در چشمانم حلقه زد
ولي چه فايده...
چون در اين لحظه ديگر تو نيستي و انسانهاي بي روح و بي احساس تو را به اسمانها فرستادند
  IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF - Shrz 7 اسفند 1388
من از خدا میخوام کمکت کنه میدونم برای خوانواده مقتول خیلی سخت که ببخشن ملی برات دعا میکنم که دلشون به رحم بیاد
<<   امضای خوانندگان  >>
در مورد مطلب :
افتخاری در گفتگو با خبرنگار پیک سبز : خواندن ربنا که کاری ندارد ، انقدر این آقا ( شجریان ) را بزرگ نکنید !!
iman میگه :
آخه اگه این یارو افتخاری میتونست ربنا رو بخونه با کله میخوند. ربنا فقط مختص استاد شجریانه.نه افتخاری که تو این یک ساله از آب گل آلود ماهی می گیره
در مورد مطلب :
وزير اطلاعات : شرکت اوريف ليم در صدد ضربه زدن به امنيت کشور بود !
میگه :
الان در همه جای ایران،هرصنفی،همه جور آدم پیدا میشه.بی حجاب ،باحجاب و....ما که مصرف کننده محصولات بودیم نمیشه محصولات وارد مغازه ها بشه؟هرچند که از طریقه خریدش هم که مستقیم بود راضی بودیم.
در مورد مطلب :
شرايط معافيت كفالت وموارد خاص اعلام شد
میگه :
اگر پدر م کمتر از 59سال باشد ودارای ناراحتی قلبی باشد و من تک پسر خانواده می باشم ایا مشمول معافیت از خدمت می شوم
در مورد مطلب :
ربنا با صدای چنگیز حبیبیان در صداوسیما!!
yas میگه :
به خدا قسم اگر تمام خوانندگان دنيا رو هم جمع كنند كسي نميتواند ربناي استاد شجريان را تقليد و يا بهتر از آن بخواند . چرا اين و بگم حتي حتي خود استاد شجريان هم الان با وجود اينكه حنجره استاد فوق العادست اما خود استاد هم به طور قطع نميتوانند به مثال روزي كه اين قطعه رو اجرا كردند حالا نيز به همان صورت اجرا كنند . استاد شجريان در دوران جواني و در حس و حال كاملا معنوي و به دور از خودنمايي و مسائل سياسي و فقط و فقط براي نداي منجي حق اين ربناي طنين انداز و معركه و چه طور بگم با زبان عاميانه موي تن سيخ كن رو اجرا كردند كه در نزد خداي بزرگ نيز قطعا جايگاه والي خواهد داشت . حال شما در جهل به بهانه ي هاي مختلف احساسات مردم را به بازي بگيريد اما بدان و آگاه باش پسر خوب كه شما و شماها نميتوانيد با معنويت خدا بازي كنيد . بازي كنيد خدا هم با شما بازي خواهد كرد .
در مورد مطلب :
ربنا با صدای چنگیز حبیبیان در صداوسیما!!
mansour میگه :
از قدیم گفتن : وقتی لوطی بمیره انتر معرکه می گیره
در مورد مطلب :
ستاره سابق فوتبال در آستانه حکم اعدام به اتهام داشتن کرک
اسماعیل میگه :
اوبیماراست وقابل بازگشت
در مورد مطلب :
افتخاری در گفتگو با خبرنگار پیک سبز : خواندن ربنا که کاری ندارد ، انقدر این آقا ( شجریان ) را بزرگ نکنید !!
شهرام سلیلی میگه :
ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست.
در مورد مطلب :
نگرانى از هجوم سیل‌زدگان پاکستانى به ایران
yas میگه :
خدا شانس بده نگاه كن خداييش اين اروپاييها رو همسايه دارن ما هم داريم اين پاكستانيها ميتونستن از اين همه نعمت استفاده كنن كه بارش خداوند هست اما يك سد استاندارد ندارن به جاي اتم درست كردن ميرفتن يه سد درست ميكردن تا نعمت خدا به عذاب تعبير نشه براشون. حلا هم خيلي ما مشكل نداريم اينها هم دارن ميان بيان بيان بيان ما منتظر شما بوديم خيلي وقته تشريف بياريد مقدم شما عزيان رو رئيس جمهور ايران محترم ميشمارد . خونه خودتونه قدمتون رو چشم
در مورد مطلب :
چه كسي نگذاشت 90 مصاحبه كريمي را پخش كند ؟
yas میگه :
بسيار ممنونم از سايوك فوق العاده زيبا خبر را پوشش داده بوديد بايد بگم عادل فردوسي پور واقعا عادل است و بيخود نيست انقد در دل مردم جاي دارد
در مورد مطلب :
افتخاری در گفتگو با خبرنگار پیک سبز : خواندن ربنا که کاری ندارد ، انقدر این آقا ( شجریان ) را بزرگ نکنید !!
آریان میگه :
قبل از هر چیز بگم استاد شجریان برای من قابل احترام بوده و هست و موضع گیری های سیاسیش رو قاطی صدای خوبش نمی کنم. اما یه سوال: مگه خود آقای شجریان پارسال که ربنا رو تلویزیون پخش می کرد نگفته بود که این صدای خس و خاشاکه، این صدا رو پخش نکنین؟ خوب حالا هم صدا و سیما حرفش رو گوش کرده و پخش نمی کنه